|
ميخوام كمي هم از جاني دپ بگم.چون جاني يكي از بازيگرايي كه تيم برتون علاقه ي خاصي به اون داره و البته اين علاقه كاملا دو طرفه است.اول جان كريستوفر دپ رو مختصر معرفي ميكنم و بعد اغاز همكاري جاني با تيم برتن رو براتون ميگم. جاني كريستوفر دپ 9 ژوئن 1963 در كنتاكي امريكا متولد شد.در 15 سالگي درسش را به هدف اينكه خواننده راك شود رها كرد.او عاشق موسيقي راك بود.وقتي 12 ساله بود گيتار الكتريكي به مبلغ 25 دلار خريد.او با نيكلاس كيج اشنا شد و همين باعث شد كه بازيگر شود و اولين فيلم او كابوس در خيابان الم نوازنده گيتار بود و اخيراً در گروهي به نام "پي" نوازنگي ميكند.the kits بود.جاني دپ در گروهي به نام يكي از كارهاي آهنگسازي قابل توجه اي كه كرده.آهنگسازي فيلم" شكلات" بوده است. و حالا معروف است كه جاني دپ هر ماه بيش از 1000 نامه از طرفدارانش دريافت ميكند. راستي اين لباس هاي جين پارهاي كه مي بينيد؟ مودي هست از همين بازيگر يعني جاني دپ.و حالا آشنايي او با تيم برتون...در كتابي درباره ي تيم برتون مقدمه اي است كه انرا جاني نوشته ودر اين مقدمه ميگويد:وقتي فيلمنامه ي "ادوارد دست قيچي" به من رسيد انگار عطيه اي اسماني بود .داستان پسري كه دستانش تيغه هاي قيچي هستند .وقتي فيلمنامه رو خوندم اشگهايم جاري شدمثل يك آدمي كه تازه متولد شده باشد.قرار ملاقاتي گذاشته شدتا با تيم برتون ملاقات كنم.براي آمادگي خود در اين ملاقات به تماشاي فيلم هاي تيم برتون پرداختم."بيتل جوس و ماجراي بزرگ پي وي رو ديدم.با تماشاي فيلم هاي برتون و هوشمندي ذاتي و آسماني او به انفجار رسيدم و حالا اطمينان داشتم كه تيم برتون هرگز مرا در قالب ادوارد تجسم نخواهد كرد و به شدت ناراحت بودم.به لوس انجلس پرواز كردم و مستقيما عازم كافي شاپ هتل ا بل ايج شدم.پشت سر هم سيگار دود ميكردم و با خود ميگفتم تو لياقت بازي در نقش ادوارد رو نداري.به سرقرار رسيدم.مردي كه مقابلم بود چشماني غمگين-ظاهري شكننده-صورتي رنگ پريده و موهاي آشفته اي داشت.صحبت كردن او مثل ادم هايي بود كه عصا قورت داده باشن.اين مرد مجنون خود ادوارد دست قيچي بود.برگشتم و هفته اي گذشت.تلفن زنگ زد.گوشي رو برداشتم.صدايي به سادگي هر چه تمام گفت:تو ادواردي.بي اختيار داد زدم چي؟ _تو ادوارد دست قيچي هستي.آنقدر خوشحال بودم كه به هر كه مي رسيدم اين جمله رو تكرار ميكردم.راستش را بخواهيد من موفقيتم را مديون ملاقات عجيبي هستم كه با تيم برتون در كافي شاپ هتل ابل ايج داشتم.جالب است كه در ابتدا قرار بود تيم با تام كروز براي نقش ادوارد وارد مذاكره شود اين خاطراتي بود از جاني دپ.او اولين همكاري خود را با برتون كه ادوارد دست قيچي بود در سال 1990 انجام داد و آخرين همكاري او با برتون چارلي و كارخانه ي شكلات سازي(2005)است و به غير اين دو اد وود و اسليپي هالو هم با هم همكاري داشته اند. و حالا بهتر است درباره ي كار آخر برتون بگيم.كه فيلم نامه ي آنرا جان آگوست فيلمنامه نويسي كه ماهي بزرگ را با برتون همكاري كرده واز فيلمنامه هاي مهم ديگر او فرشتگان چارلي است.اوچارلي و كارخانه شكلات سازي را بر اساس كتابي از"رولد دال"نوشته و در اختيار تيـــــــــــــــــــــــم برتـــــــــــــــون گذاشته است. و لالن جاني دپ رو آفتاب پرست ناب سينما لقب دادهاند و جاني دپ رو به عنوان يك كارگردان بزرگ با قدرت تخيل قوي ميشناسند.
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 1:58 توسط سید عابد میرمعصومی
|
ميخوام درباره ي تيم برتن بگم.امشب فيلم چارلي و كارخانه شكلات سازيش رو ديدم.خيلي وقت پيش هم ادوارد دست قيچي و ماهي بزرگ.اين سه تا فيلم باعث شد علاقه ي زيادي به اين كارگردان در من به وجود بياد.رفتم بتمن باز ميگردد هم ديدم ولي به اندازه ي اون سه تا خوشم نيومد.تيم برتن 25 اگوست 1985 در بر بنك كاليفرنيا به دنيا آمد و من 27 آذر 1366 در سمنان.به اين ميگن شباهت هيچي.مگه نه؟ اسلیپی هالوـمریخ حمله میکند-بتمن-ادوود و چند تا فیلم و انیمیشن های دیگه ساخت همین تیم جون است.
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 23:57 توسط سید عابد میرمعصومی
|
گل سرخ گفت:مگه همه ي ما نبايد روي زمين بهترين قسمت هاي وجودمون رو به ديگران هديه بديم و تا اونجا كه قدرتمون اجازه ميده بخشش كنيم؟درسته من فقط گل ميدم ولي تو.تو چقدر چيز به دنيا دادي؟چه چيزي ميخواهي به دنيا بدي؟____ حلزون گفت:چه چيزي به دنيا دادم؟ چه چيزي ميخوام بدم؟ من به دنيا تف ميكنم.دنيا بدرد هيچي نميخوره و براي من اهميتي نداره.تو ممكنه گل بدي ولي كار ديگه اي نمتوني بكني .ولي من درون خودم پتاه مي گيرم و درون خودم مي ميرم.دنيا واسه من هيچ اهميتي نداره.حلزون اين را گفت و به درون خانه اش رفت و در را بست. اين داستاني بود از هانس كريستيان اندرسن كه زياد واسه كودكان نوشته!!!البته اين يك پنجم داستان حلزون و گل سرخ بود كه نوشتم..راستي تو مثل گل هستي يا حلزون؟ در ضمن اگه دوست داشتين بريد داستانش رو بخونيد.همش رو نگفتم كه اينكار را بكنيد...هر چند بار كه داستان را بخوانيد باز هم داستان همان است كه بود.عکس هانس کریستیان اندرسن
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 15:51 توسط سید عابد میرمعصومی
|
|
درباره وبلاگ
![]() سید عابد میرمعصومی متولد 27 آذر 1366 از شهر سمنان و دارای مدرک کاردانی تربیت بدنی از دانشگاه آزاد دامغان سمنان و دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه آزاد نجف آباد اصفهان در این وبلاگ مطلب می نویسه!!! منوی اصلی
آرشیو مطالب
هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته چهارم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته چهارم شهریور 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته اوّل فروردین 1385 هفته سوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته سوم آبان 1384 هفته دوم آبان 1384 هفته اوّل آبان 1384 هفته چهارم مهر 1384 هفته سوم مهر 1384 هفته دوم مهر 1384 هفته چهارم شهریور 1384 پیوندها
گروه تاتر سايه (سمنان) خودم(عابد) دلم برات تنگ شده جونم(حامد معلق وبلاگ های حامی دکتر سید محمد خاتمی انتخابات ایرانی اصلاحات جوانان زمزمه شهرزاد قصه گو (خاتمی آمد) دریچه ای برای خاتمی آشتی ملی(باران آمد) انتخابات ریاست جمهوری دهم مهران مدیری(آتنا) تئاتر کوچه(اصفهان) دانشجویان اصلاح طلب خاتمی ؛ قدی بر فراز دیوارهای شهر دکتر کواکبیان(نماینده اصلاح طلب مجلس سمنان) (( سینما کافه )) خاتمي و نظر سنجي انتخابات 88 یادداشتهای یک طرفدار خاتمی شیندخت قلب کویر هر ایرانی یک ستاد(میرحسین ) محمد جواد عبدی-رادیو جوان پیوندهای روزانه
آخرین نوشته ها
امکانات
طراح قالب
TEMPFA.COM powered by BLOGFA.COM |
